موج
موج را هر چند آماده است، بال و پر ز آب
بی نسیم خوش عنان، بیرون نیارد سر ز آب
بی نسیم خوش عنان، بیرون نیارد سر ز آب
زنگ غفلت از دل من ،باده نتوانست برد
کِی کبودی می رود از روی نیلوفر ،ز آب
از عزیزی می کند از تاج شاهان، پایتخت
هر که شد با قطره ای خرسندچون گوهر،ز آب
دست چون بردارم از دامان این صحرا،که هست
جلوه ی موج سراب او ،گواراتر ز آب
از صراط المستقیم شرع ،پا بیرون منه
تا توان از پل گذشتن، نگذرد رهبر ز آب
هر سبکروحی که بر جسم گران، دامن فشاند
گر ز دریا بگذرد، پایش نگردد تر ز آب
از شراب تلخ، ساکن شد دل پر غم مرا
گر چه گردد کشتی پر بار، بی لنگر ز آب...
💞 #صائب_تبریزی💞
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 23:37 توسط dev
|