عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد

http://s6.picofile.com/file/8383722234/results.txt.html


عمر دنيا به سر آمد كه صبا مي ميرد
ورنه آتشكده ي عشق كجا مي ميرد

صبر كردم به همه داغ عزيزان يا رب
اين صبوري نتوانم كه صبا مي ميرد

غسلش از اشك دهيد و كفن از آب كنيد
اين عزيزي است كه با وي دل ما مي ميرد

به غم انگيز ترين نوحه بنالي اي دل
كه دل انگيز ترين نغمه سرا مي ميرد

دگر آوازه ي بلقيس و سليمان هيهات
هد هد خوش خبر شهر سبا مي ميرد

شمع دلها همه گو اشك شو از ديده بريز
كاخرين كوكبه ي ذوق و صفا مي ميرد

خود در آفاق مگر چشم خدابيني نيست
كاين همه مظهر آيات خدا مي ميرد

هر كجا درد و غمي هست بميرد به دوا
اين چه دردي است خدايا كه دوا مي ميرد

قدما زنده بدو بود خدا را ياران
هم صبا مي رود و هم قدما مي ميرد

از گريبان غم و ماتم سنتور ” حبيب “
سر نياورده برون ساز ” صبا “ مي ميرد

عمر ” شهنازي “ و استاد ” عبادي “ باقي
قمريان زنده اگر بلبل ما مي ميرد

ضرب ” تهراني “ و آواز ” بنان “ را برسيد
گو كجاييد كه استاد شما مي ميرد

آخر اين شور و نوا بدرقه ي راه صبا
كه هنر مي رود و شور و نوا مي ميرد

از وفاداري اين قبله ي ارباب هنر
رخ نتابيد خدا را كه وفا مي ميرد

از محيط خفقان آور تهران پرسيد
كه هنر پيشه اش از غصه چرا مي ميرد

عمر جاويد به هر بي هنر ارزاني نيست
علت آن است كه خود آب بقا مي ميرد

مرگ و ميري عجب افتاد در آفاق هنر
كه همه شاهد انگشت نما مي ميرد

مردن مرد هنرمند نه چندان دردست
اين قضايي است كه هر شاه و گدا مي ميرد

ليكن آن جا كه غرض روي هنر پرده كشيد
دين و دل مي رمد و ذوق و ذكاء مي ميرد

باغبان تا سر مهرش همه با هرزه گياست
گل خزان مي شود و مهر گياه مي ميرد

رنج هايي همه بيهوده كه در آخر كار
عشق مي ماند و هر حرص و هوا مي ميرد

” شهريارا “ نه صبا مرده خدا را بس كن
آن كه شد زنده ي جاويد كجا مي ميرد

 

در هیاهوی مغزم کسانی را کشتم که روزی بهترینم بودند

در هیاهوی مغزم کسانی را کشتم که روزی بهترینم بودند

 

شعر کودکانه1

آفتاب امده

صبح شده آفتاب اومده...........من تازه از خواب پاشدم

وای جواب مامان جونو...........ای خدا چی بدم

اول جامو جمع می کنم...........بعد چایی رو دم می کنم

حاضر میشم برای ورزش...........ورزش های ساده و نرمش

با صابون خوش رو می شورم دست و رو...........صورتم می شه از پاکی چو گل ها

مامانم واسه من یه چایی میریزن...........بوس هم میکنن میگن بفرما

ما گل های خندانیم

ما گل های خندانیم...........فرزندان ایرانیم

ایران پاک خود را...........مانندجان می دانیم

ما باید دانا باشیم...........هوشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران...........باید توانا باشیم

آباد باشی ای ایران...........آزاد باشی ای ایران

از ما فرزندان خود...........دلشاد باشی ای ایران

 

عشق شما تکه چوبیست در اقیانوس من

عشق شما تکه چوبیست در اقیانوس من 

کوسه هایم دندانش میزنند و

موج هایم لاشه هایش رابه ساحل می آورند

ومن آن را چون چماقی به شما تحویل میدهم

و اما مرا به یاد اورید که دریای دلکشی بودم!