پرواز

📚📚
هوا آرام ...

شب خامـوش ...

راه آسمان ها باز ...

خیالم چون کبوترهای وحشی ،

میکند پرواز ...

#فريدون_مشيرى

شعری کوتاه از مولانا

ای دل ؛
اگرت طاقت غم نیست ،

برو…

#مولانا

 

شعری کوتاه از سعدی

هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست

اجلم می‌کشد و درد فراقش سبب است

سخن خویش به بیگانه نمی‌یارم گفت

گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است

#سعدی

مرز خواب

 

از مرز خوابم می گذشتم، سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود کدام باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟

#سهراب_سپهری

شعری زیبا

گر زِ آزردن مَن
هَست غرض مُردنِ مَن
مُردم ،
آزار مَکش از پیِ آزردن مَن .. !

#وحشی_بافقی

جمعه

-جمعه ی ساکت..
جمعه ی متروک..
جمعه ی چون کوچه های کهنه،
غم انگیز..!

#فروغ_فرخزاد

 

رفتم

رفته ام
تا به تو عادت نکند دنیایم 
این مدل رفتنِ من ، مردن ِ تدریجی بود .. !

#رضوان_تدین

شعری از فروغ فرخزاد

بی گمان هرگز کسی چون من نکرد

خویشتن را مایه ی آزار خویش

#فروغ_فرخزاد

اشک

حالا اشک هایم هم شبیه تو اند

گریه که میکنم نمی آیند....

#آرتا_قربانى

پرواز

پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت

منت نکش از غیر و پر و بالِ خودت باش

#اقبال_لاهوری

 

سلول های انفرادی

انفرادي شده
سلول به سلول تنم
خود من
در خود من
در خود من زندانيست

#حسین جنتی 

دفتر زندگی

زندگی کتابی است پُر ماجرا؛ هیچ‌وقت آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز

 

شعری زیبا از حافظ شیرازی

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من‌ اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت


#حافظ

چمدان پاییز

پاییز ...
چمدانش را بسته
انتهای جاده ی آذر
به انتظار نشسته است
نگاهش ابری
ردّ پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز
از اینهمه برگی
که از درختان تکانده است ...🍂

#مریم_موسوی

 

جهان

جَهان آلوده ی خواب است
و مَن
در وَهمِ خود بیدار...

#سهراب_سپهری

لبخند

لبخندِ
" تو "
خلاصه‌ی
خوبی‌هاست...

#قیصر_امین_پور

یاد دوست

‏جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است
جز سر عشق هر چه بگویی بطالت است ...!

#سعدی

 

دوست

‏از دوست به یادگار دَردی دارم
کان درد،
به صد هزار درمان،
ندهم...!

#مولوی

دلتنگی

کاش دلتنگی نیز
نام کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی
همچون مرگ
که نام کوچکِ زندگی‌ست ...

احمد شاملو

باران

ببخش باران ...

تو می باری و ما

هی شسته نمی شویم ...


#احمد_شاملو

 

خوشبختی

خوشبختی از نگاه هر کسی
معنای متفاوتی دارد. اما از نظر من
آدم هایی خوشبختند
که عشق به موقع به سراغشان بیاید.

سیمین دانشور

 

 

تو نیستی

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
به روی هرچه دراین خانه ست
غبار سربی اندوه، بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده‌ی من
به‌جز تو یاد همه چیز را رها کرده است
تو نیستی که ببینی...

 فریدون مشیری

ماجرای جالب ملا نصر الدین

ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد. در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا

ملا آزادی بیشتری برای تهیه کفش دلخواهش داشته باشد. ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد، اما هیچ کدام را باب میلش نیافت. هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد. بیش از ده جفت کفش دور و بر

ملا چیده شده بود و فروشنده با صبر و حوصله ی هر چه تمام به کار خود ادامه می داد. ملا دیگر داشت از خریدن کفش ناامید می شد که ناگهان متوجه ی یک جفت کفش زیبا شد!


آنها را پوشید. دید کفش ها درست اندازه ی پایش هستند. چند قدمی در مغازه راه رفت و احساس رضایت کرد. بالاخره تصمیم خود را گرفت. می دانست که باید این کفشها را بخرد


از فروشنده پرسید: قیمت این یک جفت کفش چقدر است؟
فروشنده جواب داد: این کفش ها، قیمتی ندارند!


ملا گفت: چه طور چنین چیزی ممکن است، مرا مسخره می کنی؟
فروشنده گفت: ابدا، این کفش ها واقعا قیمتی ندارند، چون کفش های خودت است که هنگام وارد شدن به مغازه به پا داشتی!

هفت جمله آموزنده

۱. از زشت رویی پرسیدند : آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟
گفت : در صف کمال!



 ۲.  اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن!



 ۳. مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است!



 ۴. همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست!!



۵. با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!



 ۶. هر کس ساز خودش را می زند ، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید!


 ۷. مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که اول شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد!

فکر صحیح

فقط يك نفر را میشناسم که
معقول و سنجیده رفتار می کند.

 او خیاط من است،
زيراهر بار که مرا می بیند
از نو اندازه گیری میکند!

بقیه به معیارها و عقاید کهنه خود
درباره من پایبند هستند!
و انتظار دارند که من خود را
با آنها هماهنگ کنم...

برناردشاو
 

 

درس زندگی

یه روز سوارتاکسی شدم که برم فرودگاه درحین حرکت ناگهان یه ماشین درست جلوی ما از پارک اومد بیرون. راننده تاکسی هم محکم زد رو ترمز و دقیقا به فاصله چندسانتیمتری از اون ماشین ایستاد. راننده مقصر، ناگهان سرشو برگردوند طرف راننده تاکسی وشروع به داد و فریاد کرد. اما راننده تاکسی فقط لبخند زد وبرای اون شخص دست تکون دادوبه راهش ادامه داد. توی راه به راننده تاکسی گفتم: شما که مقصر نبودید و امکان داشت ماشینتون هم آسیب شدید ببینه و ما هم راهی بیمارستان بشیم. چرا بهش هیچی نگفتید؟ اینجا بود که راننده تاکسی درسی به من آموخت که تا آخر عمر فراموش نمیکنم. گفت: قانون کامیون حمل زباله. گفتم: یعنی چی؟ و توضیح داد: این افراد مانند کامیون حمل زباله هستن. اونا از درون لبریز از آشغالهایی مثل؛ ناکامی،خشم، عصبانیت، نفرت و... هستند. وقتی این آشغالها دراعماق وجودشان تلنبار میشه یه جایی برای تخلیه احتیاج دارن و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. شما به خودتان نگیرید، فقط لبخندبزنید، دست تکان دهید، برایشان آرزوی خیرکنید.


حرف آخر اینکه آدمهای باهوش اجازه نمیدهند که کامیونهای حمل زباله، روزشان را خراب کنند.

خدا

توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم
طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم
خواندم سه عمودی

یکی گفت : بلند بگو

گفتم : یک کلمه سه حرفیه

ازهمه چیز برتر است

حاجی گفت: پول

تازه عروس مجلس گفت: عشق

شوهرش گفت: یار

کودک دبستانی گفت: علم

حاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه

گفتم: حاجی اینها نمیشه

گفت: پس بنویس مال

گفتم: بازم نمیشه

گفت: جاه

خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه

مادر بزرگ گفت:
مادرجان، "عمر" است.

سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار

ديگری خندید و گفت: وام

یکی از آن وسط بلندگفت: وقت

خنده تلخی کردم و گفتم: نه

اما فهمیدم
تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی
حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید !

هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم

شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش
کشاورزبگوید: برف
  لال بگوید: حرف
ناشنوا بگوید: صدا
نابینا بگوید: نور

و من هنوز در فکرم
که چرا کسی نگفت:
 "   خدا     "   
                   
      «صادق هدایت»
 

 

قدرت زندگی

قدرت یک لمس، یک لبخند، یک گوش شنوا، یک تعریف صادقانه یا کوچکترین توجه را دست کم نگیرید، در حالی که همۀ این ها قادرند، یک زندگی را از این رو به آن رو کنند.

لئو بوسکالیا
 

 

تنهایی

گاهی،
باید به دورِ خود یک دیوار تنهایی کشید، نه برای اینکه دیگران را از خودت دُور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می‌کند...!
 
ژان پل سارتر