شکوفه های گیلاس

بوی شکوفه‌های گیلاس انبه‌های طلایی

 

خاک باران خورده و بوی تن تو...

با این‌ها می‌توان چهار فصل زندگی کرد.

  "صنم غزالی"

رفتن هم آمدن است

وقتی سفر
دوست داشتن تو باشد
رفتن هم آمدن است.

"سید محمد مرکبیان"

 

دزدی نگاهت...

چه قدر دزدیدن نگاه از چشمان تو لذت بخش است

 

گویی تیله‌ای از چشم‌ام

به دلم می‌افتد بانو

!  با مردی که تیله‌های بسیار دارد می‌آیی؟

*کیکاووس پاکیده*

سلامی به باد

 

 

سلام می کنم به باد

،  به بادبادک و بوسه،

به سکوت و سوال و به گلدانی

،  که خواب ِ گل ِ همیشه بهار می بیند!

سلام می کنم به چراغ

، به «چرا» های کودکی،

به چالهای مهربان گونه ی تو! سلام می کنم

به پائیز ِ پسین ِ پروانه، به مسیر مدرسه

، به بالش نمناک، به نامه های نرسیده!

سلام می کنم به تصویرِ زنی نِی زن

، به نِی زنی تنها، به آفتاب و آرزوی آمدنت!

سلام می کنم به کوچه، به کلمه، به چلچله های بی چهچه

، به همین سر به هوایی ِ ساده! سلام می کنم به بی صبری

، به بغض، به باران، به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو...

 باور کن من به یک پاسخ کوتاه،

به یک سلام سر سری راضیم!

آخر چرا سکوت می کنی؟

    "یغما گلرویی"

وقتی تو می خوانی مرا

 

 

وقتی تو میخوانی مرا وقتی تو آوازم می کنی

 صدایت  لایه ای از دانه روز برمی دارد

 و پرندگان زمستانی  هم آوایت می شوند.

 گوش دریا  پر است از زنگ و زنجیر و زنجره

 از موج و اوج و حضیض  و من  پرم

از تو  وقتی تو آوازم می کنی.

    "پابلو نرودا"

من میتوانستم درگندم زار پیراهن تنت باشم

 

 

من که می توانستم در گندمزارِ تنت پیراهنت باشم

،  زل به خیرگی های مانده بر هوا

،  سر هم نمی چرخانم

.  صحبت از تنهایی نیست؛  

یک بار جا ماندن

، یک عمر، یک ایستگاه، یک قدم،  

دمی حتی دورت می کند.

    "سید محمد مرکبیان"

آسمان را نگاه میکنم

آسمان را نگاه میکنم

 

قدش آنقدر بلند است

که تقویم را برمیدارم تک تک برگهایش را با بادبادکی

 به آسمان میسپارم... حالا میتوانم برگردم

به اول زمان اما نه! دیگر به بهشت نمیروم آنجا خون تاوان سیبی بود

که با عشق به تو دادم... تنها گوشه ای ته چشمان تو بهشت که هیچ ابدیتی است

برای من.. نگاهم کن

    "گیلدا ایازی"

اگر نبودی

اگر تو نبودی

 

این کوچه با کدام بهانه بیدار می‌شد

و این شب با کدام قصه می‌خوابید؟

  *محمدرضا عبدالملکیان*