متنفرم
اين كه كنارم نشستي و فكرت در حوالي بيرون خانه مان پرواز ميكند!
اينكه شوق لبخندت را دارم و تو اصلا حواست نيست بايد به داستان جديد بامزه من ميخنديدي،درست مثل روزهاي اول!
تو رو خدا مثل اين ربات هاي ويتريني به خانه نيا!
من خسته شدم از تقسيم تو با دنياي بيرون از اين جهار ديواري مثلا عاشقانه رئاليسمي!
يا نباش يا وقتي هستي نيمه ي ديگرت را بيرون در جا نگذار! من تمام و كمال،تورا ميخواهم!
#فرگل_دلفاني
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 22:32 توسط dev
|