این شعرها که بوی سکوت می دهند

از غیبت لب های توست

کلمات

مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی

از معنا خالی شدند

و در انتظار مورچه هایند

توشه بار زمستانی شان را


در حفره ی تاریک خالی کنند-

اندوهی که سرازیر می شود

در سینه ی خاموش من.

 

محمد شمس لنگرودی

88/02/06

 برگرفته از کتاب: حکایت دریاست زندگی (گزینه اشعار) / نشر نیماژ