خسرو گلسرخی
خسرو گلسرخیشاعر، مترجم و نویسنده‌ی روزنامه كیهان و از شاعران چپ ایران است كه اشعار او بیان‌گر اوضاع زمانه و دردهای اجتماعی روزگار خود است. مجموعه شعرهای «ای سرزمین من» و «پرنده خیس» بیانگر شور انقلابی خسرو گلسرخی و دیدگاه‌های ماركسیستی او است.با دستگیری او و كرامت‌الله دانشیان به اتهام توطئه در طرح گروگان‌گیری شاه (در حالی كه آن موقع در زندان بود)، یك دادگاه نظامی علیه او بر پا شد. سخنرانی پرشور و معروف او در دادگاه عملی جسورانه بود كه تا آن موقع كمتر كسی به این تندی علیه حكومت شاه صحبت كرده بود. وی در بخشی از دفاعیه‌ی جامعه‌شناسانه‌ی خود در دادگاه می‌گوید:اتهام سیاسی در ایران نیازمند اسناد و مدارك نیست. خودِ من نمونه صادق این گونه متهم سیاسی هستم. در فروردین ماه، چنانچه در كیفرخواست آمده، به اتهام تشكیل یك گروه كمونیستی كه حتی یك كتاب هم نخوانده است دستگیر می‌شوم، تحت شكنجه قرار میگیرم و خون ادرار میكنم. بعد مرا به زندان دیگری منتقل می‌كنند. آنگاه بعد از هفت ماه، در پاییز همان سال دوباره تحت بازجویی قرار میگیرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پیش حرف زده‌ام، و اینك به عنوان توطئه‌گر در این دادگاه محاكمه می‌شوم.اتهام سیاسی در ایران، این است. زندان‌های ایران پر است از جوانان و نوجوان‌هایی كه به اتهام اندیشیدن و فكر كردن و كتاب خواندن، توقیف و شكنجه و زندانی می‌شوند. آقای رئیس دادگاه! همین دادگاه‌های شما آنها را محكوم به زندان می‌كند. آنان وقتی كه به زندان می‌روند و برمی‌گردند دیگر كتاب را كنار می‌گذارند و مسلسل به دست می‌گیرند. باید به دنبال علل اساسی گشت. معلول‌ها ما را فقط وادار به گلایه می‌كنند. چنین است كه آنچه ما در اطراف خود می‌بینیم فقط گلایه است.در ایران انسان را به خاطر داشتن فكر و اندیشیدن محاكمه می‌كنند. چنانكه گفتم من از خلقم جدا نیستم، ولی نمونه صادق آن هستم. این نوع برخورد با یك جوان، كسی كه اندیشه می‌كند، یادآور انكیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است.یك سازمان عریض و طویل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها یك بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است كه به نام اداره نگارش خوانده میشود. هر كتابی قبل از انتشار به سانسور سپرده می‌شود. در حالی كه در هیچ كجای دنیا چنین رسمی نیست، و بدین گونه است كه فرهنگ مومیایی شده كه برخاسته از روابط تولیدی بورژوا كمپرادور در ایران است، در جامعه مستقر گردیده است و كتاب و اندیشه مترقی و پویا را با سانسور شدید خود خفه می‌كند.ولی آیا با تمام این اعمالی كه صورت می‌گیرد، با تمام خفقان، می‌توان جلوی اندیشه را گرفت؟.سرانجام خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 توسط دادگاه به اعدام محكوم و در میدان چیت‌گر او را تیرباران نمودند .