یکبار به خوابم بیا
اسرای من
در حسرت شنیدن صدایت
شب هایم روز میشوند کاش میشد
یادگاری از خودم برایم جا میذاشتی تا نگاهش کنم
کاش میتوانستم داشته باشمت
اسرای من
در حسرت شنیدن صدایت
شب هایم روز میشوند کاش میشد
یادگاری از خودم برایم جا میذاشتی تا نگاهش کنم
کاش میتوانستم داشته باشمت
اسرای من
روز ها میگذرند و پنجره اتاقت بسته است
روز ها دنبال شب ها می روند
من در حسرت دیدنت هر روز اه میکشم
کاش میشد هم مسیرت میشدم
هم مسیر در خاک
دوستت دارم
چشم های تو ...
خواه در زندان به دیدارم بیایی خواه در مریض خانه
چشم های تو همواره در آفتابند
آنسان که کشتزاران اطراف آنتالیا
در صبحگاهان اواخر ماه مِی
چشم های تو ...
بارها در برابرم گریستند
خالی شدند
چونان چشم های درشت کودکی شش ماهه
اما یک روز هم بی آفتاب نماندند
چشم های تو ...
بگذار خمار آلوده و خوشبخت بنگرند، چشم های تو
و تا جایی که در می یابند،
دلبستگی انسان ها را به دنیا ببینند
که چگونه افسانه ای می شوند و زبان به زبان می چرخند.
چشم های تو ...
بلوط زاران "بورصه" اند در پاییز
برگ های درختانند بعد از باران تابستان
و "استانبول" اند ـ در هر فصل و هر ساعت ـ
چشم های تو ...
گل من! روزی خواهد رسید
روزی خواهد رسید که
انسان های برادر
با چشم های تو همدیگر را خواهند نگریست
با چشم های تو خواهند نگریست ...
گل من! روزی خواهد رسید
روزی خواهد رسید که
انسان های برادر
با چشم های تو همدیگر را خواهند نگریست
با چشم های تو خواهند نگریست …
بال به بال شراره های سبز در بیکران ها
به پرواز در می آیم
چشمان تو چون تغییر مداوم ماده
هر روز پاره ای از رازش را می نماید
اما هرگز تن به تسلیمی تمام نمیدهد
آنها دشمنان امیدند، عشق من
دشمنان آب روان
و درخت پر شکوفه
دشمنان زندگی در تاب و تب
آنها بر چسب مرگ بر خود دارند
دندانهای پوسیده و گوشتی فاسد
بزودی میمیرند و برای همیشه میروند
آری عشق من
آزادی
نغمه خوان
در جامهی نوروزی
بازو گشاده میآید
آزادی در این کشور
روشنایی پیش می آید
و مرا در بر میگیرد
دنیا زیباست
و دستانم از اشتیاق سرشار
نگاه از درختان برنمی گیرم
که سبزند و بار آرزو دارند
راه آفتاب از لابه لای دیوار ها می گذرد
...
پشت پنجره ی درمانگاه نشسته ام
بوی دارو رخت بربسته
میخک ها جایی شکفته اند
می دانم
اسارت مسئله ای نیست
ببین! مساله این است که تسلیم نشوی
1948 درمانگاه زندان
سلام متن این آهنگ خیلی قشنگه واقعا خیلی دوسش داشتم
متن آهنگ چشم من پی تو گشته حیران
چشم من پی تو گشته حیران ♩♩
از همه به غیر تو گریزان… ♪
چشم تو شب ستاره باران ♩♩
آسمان شده خلاصه در آن… ♪
من از تمام دنیا شبی بریدم ♩♩
تو را که دیدم… ♪
شعر: صابر قدیمی
میان چشم مستت چه ها ندیدم ♩♩
تو را که دیدم… ♪
غم تو را همان شب که دل سپردم ♩♩
به جان خریدم… ♪
قسم به جان تو من به جان رسیدم ♩♩
تو را که دیدم… ♪
آهنگساز و تنظیم کننده: سعید رضایی
فرهادم که بردم از دل غم را ♩♩
شیرینی ولی نمیزنی دلم را… ♪
آرامش کنار تو معنا شد ♩♩
دنیایم کنار تو زیبا شد… ♪
من از تمام دنیا شبی بریدم ♩♩
تو را که دیدم… ♪
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را